
تو مرا آزردی ...که خودم کوچ کنم از شهرت ،تو خیالت راحت !میروم از قلبت ،میشوم دورترین خاطره در شبهایتتو به من میخندی !و به خود میگویی: باز می آید و میسوزد از این عشق ولی...برنمی گردم ، نه !میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد ... بخوانید...
ادامه مطلب
بسوز ای صیاد تاريخ : جمعه بیستم اسفند ۱۳۹۵ | 20:44 | نویسنده : صياد نشو محبوب آن یاری که خود یار کسی باشدنرو بالای دیواری که دیوار کسی باشدبسوز ای صياد.. بساز ای صياد.. حریص آن کسی بودیکه فکرش را نمی کردی پرستار کسی باشداگر این عشق آزار است, عاشق نیستم دیگرکه بیزارم از آن کاری که آزار آهو باشد... ...
ادامه مطلب